خرید بک لینک
سلام به همراهان عزیز تاسوعای حسینی رو تسلیت میگم.ما رو در دعاهای خیرتون بی نصیب نگذارید. هیچکس از روز بعدش خبر نداره؛این جمله ای که همه به همدیگه میگن اما هیچکس به باور قطعی نرسیده که برای خودش یا خانوادش مسئلهای پیش میاد.همه تصادف رو برای آدمای دیگه میبینن؛بیماریهای سخت و لاعلاج رو برای بقیه تصور میکنن؛مرگ رو همیشه واسه دیگران میدونن و اصلا فکرشو نمیکنن روزی نوبت خودشونم میشه،شاید خیلی زود!.زود آره خیلی زود!تو این چند سال آدمای معروفی رو دیدیم که در سن جوانی جون خودشونو از دست دادن.آدم اینجور موقعها تو فکر فرو میره که با این همه دکتر و متخصص

برچسب: دنیای بی رحم,دنياي بي رحم,دنیای بی رحمیست,دنیای بی رحم شعر,دنیا بی رحم,جملات دنیای بی رحم,چه دنیای بی رحمی,عجب دنیای بی رحمی,دنیا چه بی رحمی,دنیا خیلی بی رحمه, نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 15:59

امروز ساعت هشت صبح باصدای ماشین خواهرم اینا از خواب بیدار شدم.اومده بودن برای خداحافظی،داشتن میرفتن قزوین خونهی خواهر بزرگم.اول خودمو زدم به خواب آخه خیلی خسته بودم دیشب ساعت ۳خوابیدم.اما دیدم نمیشه خداحافظی نکرد،تا بیشتر از یه هفته نمیبینمشون.خلاصه خودمو از بخواب زدگی درآوردم و باهاشون خداحافظی کردم. زودتر برم سراغ خبرای پارالمپیک که امروز بچهها گل کاشتن.تا تونستن مدال آوردن برامون. اولین مدال رو که بامداد دوشنبه بدست آوردیم،نقره تیمی میکس ریکرو در رشتهی تیروکمان بود.در ترکیب تیم،ابراهیم رنجبر و زهرا نعمتی قرار داشتن که برابر چین قرا

برچسب: دومین طلای ایران, نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 18:59

دیروز خبر خاصی از خودم نبود که بخوام بگم،فقط میخوام از افتخار آفرینی بچههامون بنویسم.بچههای پارالمپیکی مون ثابت کردن تواناییشون خیلی بیشتر از چیزیه که به ظاهر دیده میشن.ثابت کردن انسان میتونه از کمترین سلامت بدنی ای که داره بهترین بهره رو ببره.پارالمپیک درس آموزشی بزرگی برای المپیکی ها بود تا اشتباهاتشون رو نزارن گردن داورین و مسئولین. اولین مدال روز هفتم مسابقات پارالمپیک رو ابراهیم رنجبر برای ایران دشت کرد.مرد با تجربه ایران در رشتهی تیروکمان موفق شد برزیل رو با نتیجهی ۷ بر ۱ شکست بده و مدال برنز رو دریافت کنه. نوبت به کمان دار بعدی م

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 18:59

اینبار خاطره روزای شنبه و یکشنبه ای که گذشتو میخوام بنویسم.شنبه روزیه که قراره بود مدیر سایتی که براش مطلب میزارم جواب بده آیا علاقه همکاری با من رو داره یا خیر.شب قبلش به شخصی که رابط منو مدیر هستش پیام دادم: مورد تایید قرار گرفتم یا نه؟گفت الآن نمیشه،وقتی مدیر گفته شنبه یعنی ساعت اداری؛ساعت اداری هم تا ساعت ۱۲:۳٠ دقیقه است.(یجوری میگه ساعت اداری انگار داره یه شرکت رو میگردونه!خدایا به بعضیا جنبه بده تا بخاطر چندتا سایت دو زاری انقدر کلاس نزارن).خلاصه ساعت ۱۲ جواب تایید رو گرفتم.اما گفت مدیر گفته فقط باید پست های مذهبی بزنی،نه خبری!منم به ناچار قبول

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 18:58

به مناسبت آمدن فصل پاییز ، فصل عاشقانهها ؛ براتون چند بیت شعر انتخاب کردم.امیدوارم با خوندش لذت ببرید....نه بهار با هیچ اردیبهشتینه تابستان با هیچ شهریوری ونه زمستان با هیچ اسفندیاندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامدپـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست . . . ********************************بیا ای همنشین سرد پاییزبه آواهای شب هایم درآمیزبیا ای رنگ مهتاب بلورینتو شعری تازه در من برانگیز . . .******************************** پاییز فصل آمدن شکوفه ها نیستپاییز فصل سبز شدن درختان نیستپاییز فصل جیک جیک گنجشکان نیستپاییز فصل با تو بودن استدر هوای بارانی اش تو را در

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 18:58

صفحه بندی